|
وهمیات چیست؟
وهمیات یکی از انواع مواد قیاس است.
تعریف وهمیات: قضایای کاذب و دروغی که قوه وهم (برخلاف عقل)، آن ها را می پذیرد و با قوّت به آن ها حکم می کند؛ به گونه ای که خلاف آن ها را حتی اگر برهان بر آن اقامه شود، نمی پذیرد.
وهمیات از جمله قضایایی است که برای آدمی اعتقادآور است.
مثال:
الف)تاریکی وحشت آور است و به من ضرر می زند.
توضیح:وهم غالب انسان ها، از تاریکی وحشت دارد و از آن می ترسد؛ در حالی که نزد عقل، مکان تاریک همان مکان روشن است و عقل فرقی میان آن دو قائل نمی شود.
ب)انسان مرده برای من خطرناک و مضر است.
توضیح:بیشتر مردم از انسان مرده می ترسند، در حالی که جسم بی جان نه حرکتی دارد و نه ضرری می رساند؛ اما به رغم توجّه انسان به این حکم بدیهی عقل، وهم آن را انکار کرده و نمی پذیرد.
تعریف جرجانی از وهمیّات:
وی در کتاب "تعریفات" خود، وهمیّات را این گونه تعریف می کند:
وهمیّات قضایای کاذبی است که وهم به وجود آن ها در امور غیر محسوس حکم می کند.
توضیح اینکه وهم از حد خود تجاوز می کند و احکام خاص امور محسوس را شامل امور معقول نیز می سازد.
مثال:
ج) هر چه محسوس نباشد، موجود نیست.
توضیح: می دانیم که عقل انسان وجود موجوداتی غیرمحسوس (مانند خدا و فرشتگان) را اثبات می کند؛ امّا قوّه ی وهم نمی تواند این امر را بپذیرد.
زیرا قوّه ی وهم پیرو و فرمانبردار حس بوده و در قید و بند آن گرفتار است. این قوه در احکام خود، تابع محسوسات است و هرگز خلاف آن را القا نمی کند.
از این رو آنچه را که حس نمی پذیرد، وهم نیز نمی پذیرد؛ و هنگامی که عقل به چیزی خلاف حس می رسد، وهم از قبول آن سرباز می زند؛ مگر آنکه آن را در قالب امور محسوس در آورد.
د)هر موجودی باید مکان و وضع خاصی داشته باشد.یا هر موجودی دارای مکان است.
توضیح:این قضیّه درباره اجسام و امور محسوس صادق است، اما درباره معانی و امور معقول صادق نیست.
قوّه ی وهم، همه چیز را با محسوسات قیاس می کند و جز امر حسی، چیزی در آن نمی گنجد.
نکته:ممکن است گاهی احکام وهم و احکام عقل با هم موافق باشند و به همین دلیل، همه ی وهمیّات باطل نیست.
مثال:
ه) دو جسم نمی توانند در یک مکان باشند.
و) یک جسم ممکن نیست در یک لحظه در دو مکان باشد.
توضیح: قوه ی وهم (تحت تسلط حس) حکم می کند که "دو جسم نمی توانند در یک مکان باشند و یا حکم می کند که " یک جسم ممکن نیست در یک لحظه در دو مکان باشد؛ که این دو احکام، مورد قبول عقل نیز می باشند. ولي وقتي انسان ميخواهد امور عقلي را جامه حسي بپوشاند گرفتار مغالطه شده و احکام نادرست صادر ميکند.
نکته:
باید توجه داشت که قدرت قوه وهم و وهمیات در ذهن بسیار شدید و قوی است و وهمیات نادرست با این که توسط عقل باطل اعلام می شوند، از ذهن آدمی بیرون نمی روند.
یکی از دلایل این امر آن است که آدمی در بدو پیدایش بیشتر تحت نفوذ و قدرت حس و وهم است؛ زیرا حس و وهم پیش از عقل در انسان تحقق می یابند و بر او حکومت می کنند. به همین دلیل ذهن از آغاز با احکام حسی و وهمی مانوس می شود و هنگامی که نوبت ظهور عقل فرا برسد، برای انسان سخت است که خود را از سیطره قدرت حس و وهم برهاند. بر همین اساس، (یعنی تسلط قوه وهم)، اکثر انسان ها نمی توانند امور غیر حسّی و مجرد از زمان و مکان را (بدان گونه که عقل می پذیرد) بپذیرند و حتی اگر امری غیری حسی مانند خدا را بپذیرند، تحت تسلط همین قوه وهم، خداوند را در قالب امری جسمانی و دارای مکان تصور می کنند. تمام مشکلات از زماني آغاز ميشود که عقل احکامي صادر کند که از قلمرو حس بيرون باشد، در اين صورت قوه واهمه پرچم مخالفت برداشته و زير بار آن نميرود. به دليل آنکه وهم در صدور حکم تابع حس است اگر حکمي در اين دايره صادر کند قابل قبول است.
مثال:
ز) زمانی بود که هیچ چیز جز خدا نبود.
توضیح: عقل در مورد وجود حقايق فرازماني و فرامکاني سخن ميگويد، ولي وهم اشياي فراتر از افق زمان و مکان را نميتواند بپذيرد، لذا رد ميکند. از باب نمونه با اينکه عقل به طور قطعي حکم صادر ميکند که خداوند متعال موجود زمانمند و مکانبند نيست، اما وهم آنرا نميپذيرد.
آدمـى در كـودكـى و سـنـيـن جـوانـى كـه قـوه عـقـلانـى او بـه حـد رشـد و كـمـال كـافـى نـرسيده است بيشتر تحت نفوذ و تاثير احكام حسى و وهمى است و ذهن او با احكام حـسـى و وهـمـى بـيـشـتـر مـانـوس مـى بـاشـد. بـا رشـد و تـكـمـيـل قـوه عقل به تدريج از حاكميت قوه وهم خارج مى شود و مى تواند احكام عقلى را از وهمى تشخيص دهد.مورد استفاده وهمیات در مغالطه است و از این رو در صناعت سفسطه یا مغالطه از وهمیات استفاده ی فراوان می شود.
منابع
· فرهنگ فلسفی
· حسن ملکشاهي، ترجمه و تفسير تهذيب المنطق تفتازاني، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1367، ص277.
· خوانساري، محمد، منطق صوري، (تهران، آگاه، 1373، چاپ7)، ج2، ص205-207.
· منطق مظفر، جلد 2، صفحه 152 - 149
· سایت رشد
|